بگوکه گل نفرستدبه خانه من که عطریادتوپرکرده اشیانه من
توچلچراغ سعادت فروزبختمنی به جای ماه توپرتوفشان به خانه من ـ عزیزم عزیزم
به شوق روی تو من زنده امخداداند برای زیستن اینک تویی بهانه من ـ ـ عزیزم
+ نوشته شده در یکشنبه
1384/11/30ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط خودمون دوتا
|

عشق هم یک اتفاق ساده بود
که زمانی بین ما رخ داده بود
شیشه ی تنهایی ام در یک غروب
بی هوا از دست من افتاده بود
مانده یادت با همه درماندگی
رد پایم عاشق این جاده بود
مانده یادت یا ز خاطر برده ای
مستی ما بی می و بی باده بود
بعد از این ای بی وفا کی می شود
شاهد این اتفاق ساده بود



+ نوشته شده در دوشنبه
1384/11/24ساعت 10:30 قبل از ظهر  توسط خودمون دوتا
|
بعدازخدا خالق من توئی ای منتهای ارزو
+ نوشته شده در دوشنبه
1384/11/24ساعت 9:24 قبل از ظهر  توسط خودمون دوتا
|
دوست دارم به اون خدا به اون خدائ عاشقا دوست دارم تا پای جون
+ نوشته شده در جمعه
1384/11/14ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط خودمون دوتا
|
ایکه در کشتن ما هیچ مدارا نکنی اکه میخوای بکشی اروم بکش
+ نوشته شده در جمعه
1384/11/14ساعت 1:13 بعد از ظهر  توسط خودمون دوتا
|
درامتدادلحظه هام تنهاتوهستی روبروم ارامش قلبمنی ای منتهای ارزو ای همیشه مهربون توی زندگیم بمون
+ نوشته شده در جمعه
1384/11/14ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط خودمون دوتا
|
ای دوچشمت جادههای بی عبور بی نگاهت لحظه هایم سوت وکور
بعد تو تنها امیدم خستگی ست حالت چشم تو و دلبستگی ست
بی نگاهت از نگاهم خسته ام بسکه بر چشمان تو دلبسته ام
فصل پایان غم انگیزم نباش با تو ام احساس پاییزم نباش
باز کن درهای قلبت را ببین گفته بودی دوستت دارم همین
مرد من احساس تندی ناصبور مثل احساس غزل ها پرغرور



+ نوشته شده در چهارشنبه
1384/11/12ساعت 5:37 بعد از ظهر  توسط خودمون دوتا
|
بازم می گم تا بدونی که عاشقی راستی می خواد
دروغ نگو که عاشقی به رنگ چشمات نمیاد
تو باغ آسمون دل سکه ی خورشید منی
به شرطی که دیگه دم ازعشق دروغی نزنی
+ نوشته شده در چهارشنبه
1384/11/05ساعت 3:58 بعد از ظهر  توسط خودمون دوتا
|
خودم این آشنایی را نکردم خیال بی وفایی را نکردم
چو می بستم دلم را من به چشمت دگر فکر رهایی را نکردم

+ نوشته شده در سه شنبه
1384/11/04ساعت 6:2 بعد از ظهر  توسط خودمون دوتا
|